من یلدا دانشجو آی تی هستم. هدف من پرداختن به روحیات و عواطف زن و همچنین شخصیت حضرت زهرا(س) می باشد و در کنار این مطالب بیان موارد اخلاقی دینی،روایات و داستان ها و همچنین سایر مطالب آموزنده...! با تشکر یلدا بهشت نصیبتون
چند روز دارم یه کتاب میخونم خیلی برام لذت بخشه..یه جورایی محرم امسالم رو عوض کرده.. این چند تا جمله خیلی به دلم نشسته مینویسم تا ...
"تنها
بنایی که اگه بلرزد محکم تر می شود دل است!دلِ آدمی زاد، را باید مثل انار
چلاندش ،تا شیره اش در بیاید...حکماً شیره اش هم مطبوعه؟"
" قبولِ حق...عاشقی که هنوز غسل نکرده،حکماً عاشقه،نفسش هم تبرکه...یا علی مددی!"
لينك |
نوشته شده در چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 13:1 توسط یلدا
|
شب یلدای سیاه پوش من
شب یلدای سیاه پوش من
یک ثانیه از عمر همین یک شب یلدا
باعث شد تا صبح به یمنش بنشینیم
ده قرن ز عمرپسر فاطمه طی شد
یک شب نشد از هجر قیامش بنشینیم
سلام
با عرض تسلیت این ماه عزیز و متعلق به دُردانه ی فاطمه الزهرا (س)
سالار شهیدان امام حسین (ع) خدمت امام عصر(عج)،بانوی دو عالم و شما همراهان من تو
این سال های حضور من در اینجا.
سی ام آذر88 ،شب یلدا
یلدا یعنی تولد و تولد من به
روایتی...
حرف خاصی و ذوق وشوقی چندانی مثل سال های گذشته ندارم.اشک تو چشمام
حلقه زده ...
از ناراحتی نیست... درعوض یه جورایی خوشحالم تا زنده بودم شاهد اولین
تاریخ تولدم تو این ماه عزیز بودم.تا اونجا که عقل و خاطره خودم راه میده نشده این
تاریخ تو ماه محرم.شایدم بوده اما من بچه بودم.
در هر حال.خدا رو شکر.
از اظهار لطف و محبت همه ی دوستان خوبمم هم پیشاپیش تشکرمیکنم.
تو دعای شب یلدا اولین دعامون این باشه کهاین شب طولانی هجران مولا مون آقا امام زمان هم
به سرانجام برسهکمتر و کمتر بشه دقیقه
های وثانیه های فاصله ایشان تا ظهور.
ممنونم این یک سال هم من رو تحمل کردین و دوست خوبی برای من
بودید.امیدوارم من هم تونسته باشم یک خاطره خوب تو ذهنتون باقی بزارم.
دو بیت شعر اول پست امروز رو هم یکی از دوستانم سال گذشته شب یلدا بهم
تقدیم کرد.خیلی برام ارزش پیدا کرد مفهوم این شعر.
برای تولدم جز چند تا عکس
ناقابل تحفه ی دیگری ندارم برای شکر، میون این عکس ها ،تصویری از یه میوه ی بهشتی
انتخاب کردم که بی ربط نیست.چون یاد امام حسین (ع) بودم و قبلا شنیده بودم سیب
میوه ی خوشبوی بهشتی رو ازایشانمیدونن ،تقدیم شما کردم...شاید چون از باغ
فاطمه الزهرا (س) و امیرو المومنین(ع) این میوه ی خوش عطر عالم گیر به ثمر
رسیده...
یا حق
یلدا
التماس آرزوی شب یلدایی
لينك |
نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 6:41 توسط یلدا
|
آداب ماه محرم
1- سزاوار است كه حال دوستان آل محمد صل الله علیه و آله در دهه اول محرم
تغییر نموده و در دل و سیماى خود، آثار اندوه و درد این مصیبتهاى بزرگ را
آشكار نمایند. 2- خوب است كه مقدارى از لذائذ زندگى را كه از خوردن و
نوشیدن و حتى خوابیدن و گفتن به دست مى آید، ترك نمایند و مانند كسى باشند
كه پدر یا فرزند خود را از دست داده است . 3- خوب است كه روز تاسوعا و عاشورا، دیدار با برادران دینى را ترك كرده و آن روز را روز گریه و اندوه خود قرار دهند. 4- مستحب است كه در دهه اول محرم ، هر روز امام حسین علیه السلام را با زیارت عاشورا زیارت نمایند. 5-
سزاوار است كه اگر مى توانند مراسم عزادارى آن حضرت را در منزل خود با
نیتى خالص بر پا نمایند و اگر نمى توانند در مساجد یا منازل دوستانش به
برپایى این مراسم كمك كنند. 6- شایسته است كه هر روز مقدارى از اوقات خود را در مكانهاى عمومى به عزادارى بپردازد. 7- مستحب است كه در آخر روز عاشورا، زیارت تسلیت را بخوانند. 8-
یكى از اعمال مهم دهه اول ، دعاى اول ماه است و براى اینكه اول این ماه ،
اول سال بوده و از طرف دیگر دعاهاى قبل از وقت نیز تاءثیر خاصى در برآورده
شدن حاجات و رسیدن به امور مهم دارد؛ این دعا تاءثیر زیادى در سلامتى و
دورى از آفات دینى و دنیایى آن سال و بهبودى حال و به دست آوردن نیكیها
دارد. 9- بهتر است كه در شب اول ، بعضى از نمازهایى را كه در این شب
وارد شده به مقدار حال و توانایى خود بخواند؛ حداقل دو ركعت نمازى را كه
شامل حمد و یازده بار قل هو اللّه احد است را بخواند. بعد از آن ، دعایى
را كه پیامبر صل الله علیه و آله بعد از این نماز خوانده است و در كتاب
اقبال نقل شده را بخواند و فرداى آن روز را روزه بگیرد. در روایت آمده است
كسى كه چنین عملى را انجام بدهد مانند كسى است كه به مدت یك سال كارهاى
خوب انجام داده و تا سال آینده محفوظ خواهد بود. 10- مستحب است كه روز
سوم را روزه بگیرد. در روایت آمده است : حضرت یوسف علیه السلام در این روز
از چاه خارج شد. و اگر كسى این روز را روزه بگیرد، خداوند مشكل او را
برطرف نموده و سختیها را بر او آسان مى نماید. 11- روایت شده است :
مستحب است كه انسان تمام ماه را روزه بگیرد. و در مورد روزه روز تاسوعا و
عاشورا روایت مخصوص داریم ، اما احتیاط این است كه روز عاشورا را روزه
نگیرد ولى از خوردن و آشامیدن تا عصر خوددارى نماید و آنگاه چیزى بخورد یا
بیاشامد؛ به جهت این كه امام حسین علیه السلام و یاران حضرت در عصر از غصه
هاى این دنیاى پست رهایى یافتند. 12- از كارهایى مثل سرمه كشیدن و غیر آن ، بهتر است پرهیز شود. 13- مستحب است كه شب عاشورا تا صبح پیش قبر امام حسین علیه السلام بماند. 14-
از شیخ مفید رحمة اللّه روایت شده است كه شب بیست و یكم محرم ، شب زفاف
سرور تمام زنان جهان حضرت فاطمه علیها السلام است و به همین جهت روزه آن
روز مستحب مى باشد. 15- مستحب است كه در آخر ماه محرم محاسبه نفس ، استغفار و دعا براى اصلاح حال ، صورت پذیرد.* * ترجمه المراقبات .
لينك |
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 18:31 توسط یلدا
|
يادم آيد كربلا را
باز باران با ترانه مي خورد بر بام خانه يادم آيد كربلا را دشت پر شور و نوا را گردش يك روز غمگين گرم و خونين لرزش طفلان نالان زير تيغ و نيزه ها را
باز باران با صداي گريه هاي كودكانه از فراز گونه هاي زرد و عطشان با گهرهاي فراوان مي چكد از چشم طفلان پريشان پشت نخلستان نشسته رود پر پيچ و خمي در حسرت لبهاي ساقي چشم در چشمان هم آرام و سنگين مي چكد آهسته از چشمان سقا بر لب اين رود پيچان باز باران
باز باران با ترانه آيد از چشمان مردي خسته جان هيهات بر لب از عطش در تاب و در تب نرم نرمك مي چكد اين قطره ها روي لب شش ماهه طفلي رو به پايان مرد محزون دست پر خون مي فشاند از گلوي نازك شش ماهه بر لب هاي خشك آسمان با چشم گريان باز باران
باز هم اينجا عطش آتش شراره جسمها افتاده بي سر پاره پاره مي چكد از گوشها باران خون و كودكان بي گوشواره شعله در دامان و در پا مي خلد خار مغيلان وندرين تفتيده دشت و سينه ها برپاست طوفان دستها آماده شلاق و سيلي چهره ها از بارش شلاقها گرديده نیلی دراين صحراي سوزان مي دود طفلي سه ساله پر زناله پاي خسته دلشكستهروبرو بر نيزه ها خورشيد تابان مي چكد از نوك سرخ نيزه ها بر خاك سوزان باز باران باز باران
قطره قطره مي چكد از چوب محمل خاكهاي چادر زينب به آرامي شود گل مي رود اين كاروان منزل به منزل مي شود از هر طرف اين كاروان هم سنگ باران آري آري باز سنگ و باز باران آري آري تا نگيرد شعله ها در دل زبانه تا نگيرد دامن طفلان محزون را نشانه تا نبيند كودكي لب تشنه اينجا اشك ساقي بر فراز خيمه ها برگونه ها بر مشك ساقي كاش مي باريد باران
لينك |
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 18:18 توسط یلدا
|
کجای دنیای وجودم قدم میزنم؟؟؟
سلام
همگی
خوبید؟ ایزد منان روشکر.
فرا
رسیدن ایامخونین تاریخ اسلام ، زنده نگهداری
امر به معروف و نهی از منکر را به همه ی دوستان این مکان مشترک تو این دنیای مجازی
تسلیت عرض میکنم.
غرض
از مزاحمت گذاشتن متنی از طرف یکی از دوسانم هستش که به میل من فرستاده؛شاید ایشون
هم از جایی برداشت کردن.البته تیتر رو من از ذهنم انتخاب کردم که نمیدونم بهش میاد
یا نه؟
درهر
صورتقشنگ . مفید دیدم شما ها هم بخونید.
با
آرزوی اینکه با شروع این ایامدل های همه
عاشقانه تر به عشق آسمانی به تپیدن بیفته.
یا
حق
یلدا
التماس
آرزو
کجای
دنیای وجودم قدم میزنم؟؟؟
نمی
دانم چرا این روزها اینقدر حسود شده ام. به همه کس و همه چیز حسادت می کنم. گاهی
به چیزهای بی ارزش, چنان حسادتی می ورزم که خودم حیرت می کنم! حیرت از اینکه "اینقدر
حسود بودی و خود نمی دانستی؟!"
سابق
بر این ها هم حسادت می کردم, به برخی افراد یا برخی چیزها. اما حسادتی که مدتیست
دچارش شده ام بیشتر به بچه بازی ای می ماند که از یک انسان به اصطلاح بزرگ شده سر
می زند!
گاهی
به رنگ چشمهای کسی حسادت می کنم, گاهی به قد بلند کسی دیگر. گاهی به کارمند بانکی
که در آن ازدحام, بی دغدغه و آرام, قرآن می خواند حسادت می کنم و گاهی به موتور
سواری که با جسارت, تک چرخ می زند! گاهی به طرح روسری دختری حسادت می کنم, گاهی به
موبایل آخرین سیستم کسی دیگر.
گاهی
حتی به ساعت بزرگی که در فلکه نصب کرده اند و از آن بالا همه را می بیند, حسادت می
کنم. گاهی به رنگ جیغ لب های دختری حسادت می ورزم و گاهی به زنی با روبنده ی سیاه!
اخیرا
خیلی به دوستان, و کسانی که به صورت مجازی می شناسمشان حسادت می کنم. حسودی ام می
شود به بعضی وبلاگ ها, یا بعضی نوشته های درونشان. گاهی به طرز خنده آوری به اسم
آی دی یک نفر حسادت می کنم! لجم می گیرد که این اسم پیش از اینها به فکر خودم
نرسید... همان موقع که دربه در دنبال یک اسم ناب برای ساختن آی دی می گشتم.
گاهی
به شخصیت برخی وبلاگ نویسان حسادت می کنم. شخصیتی که فقط از طریق نوشته هایشان
شناخته ام! و گاهی به طرح قالب و عکس های وبلاگی, یا به کامنت های وبلاگی دیگر
حسادت می ورزم.
و
این اواخر به آدم های عاشق, به طرز عجیبی حسودی می کنم. به حدی که غم دنیا به دلم
هجوم می آورد. مثل وقتی که دل نوشته های عاشقانه ی عاشقی را در وبلاگش می خوانم.
درست نمی دانم که چرا به انسان های عاشق حسادت می کنم. من کسی بودم که عشق, و در
مفهوم بهتر, عاشق را تحسین کرده و می کنم. ولی این روزها به احساس ناب و زیبایی که
در دل دارند بد جوری حسودی ام می شود. حسودی ام می شود که من... چنین حسی ندارم.
شاید
دلیلش اعتقادی باشد که این روزها به عشق پیدا کرده ام. یا باورِ این تفکر که
عاشقی, سعادت می خواهد و سعادت, ازان هر کس نیست.
این
حسادتِ آخر, بیش از تمام حسادت های دیگر غمگینم می کند. بخصوص وقتی به خاطر می
آورم که هنوز از پس عشق زمینی برنیامده ام, چه رسد به عشق حقیقی, که دلیل ِ تمام
عشق های زمینی است...
گرچه
گاهی اتفاقی در من رخ می دهد... ناشناخته... که عشق نیست ولی..
لينك |
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 20:2 توسط یلدا
|
براي ارزشهايتان ارزش قائل شويد ـ مجبور نيستيد همه را راضي نگه داريد
ـ براي ارزشهايتان ارزش قائل شويد
ـ مجبور نيستيد همه را راضي نگه داريد
هيج چيز مهمتر از اهداف شما نيست و هيچ چيز نبايد جلودار شما از رسيدن به اهداف خود باشد.
به گزارش سرويس نگاهي به
وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در وبلاگي به نشاني
http://zangoole.com آمده است: فقط روي اهداف زندگيتان تمرکز کنيد و به
سمت موفقيت حرکت کنيد.
براي ارزشهايتان ارزش قائل
شويد: اگر بقيه ارزشهاي شما را بيارزش ميدانند اصلا به آنها اهميت
ندهيد. ممکن است شما دوست داشته باشيد کتاب و مقالههايي راجع به موفقيت و
زندگي بخوانيد اما نگرانيد که ممکن است دوستانتان به شما بخندند.
ماجرا هرچه که هست به اهداف
و ارزشهاي خودتان پايبند باشيد، خيلي از افراد (حتي اگر به زبان نياورند)
وقتي ببينند شما چطور براي رسيدن به اهدافتان تلاش ميکنيد شما را با خود
تحسين ميکنند.
به ياد داشته باشيد شما
مجبور نيستيد همه را راضي نگه داريد: حتي اگر بخواهيد هم نميتوانيد همه
را راضي نگه داريد، پس اصلا تلاش هم نکنيد. ياد بگيريد به آنچه برخلاف
ارزشها و اهداف شما است «نه» بگوييد. شهامت داشته باشيد که گاهي خلاف
آنچه اکثريت فکر ميکنند بگوييد و اظهارنظر کنيد، اگر واقعا به نظرتان
اعتقاد داريد.
البته طبيعي است که در زندگي
هر کس افرادي هستند که شما دوست داريد آنها را راضي و خوشحال نگه داريد،
همسرتان، فرزندانتان يا رييستان. اما به طور کلي نظر و افکار اکثر افراد
واقعا تاثيري روي شما نخواهد داشت. به اضافه اينکه اگر شما واقعا خودتان
باشيد افرادي را دور خود خواهيد داشت که شما را به خاطر خودتان ميخواهند.
اين بهتر از اين نيست که نقش بازي کنيد تا همه را راضي نگه داريد؟
لينك |
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 13:8 توسط یلدا
|
وقتي خدا بخواهد براي شما هديهاي بفرستد آن را در مشكلي ميپيچد
وقتي خدا بخواهد براي شما هديهاي بفرستد آن را در مشكلي ميپيچد
من
ميتوانم سر رشته زندگي خويش را در دست بگيرم. من ميدانم تنها راه موفقيت
اول خودشناسي و بعد براساس آن خودسازي است و داشتن برنامه و عمل كردن به
آن و نظارت و كنترل خود يعني قدرتمند شدن و پيروز شدن بر تمام موانع راه.
به گزارش سرويس نگاهي به
وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در وبلاگي به نشاني
http://prowin.blogfa.com آمده است: موفقيت من دليلش: لطف خدا، محبت،
همراهي دوستان خوب و عاقل، اراده، تلاش، پشتكار، مصمم و اميد به آينده و
اميد به موفقيت است.
حداقل شرط لازم براي موفقيت در هر زمينهاي يادگيري مداوم است.
هميشه كارهاي خود را بنويسيد و آنها را طبقهبندي كنيد؛ سپس از مهمترين آنها شروع كنيد.
از سلامت جسماني خود به بهترين
نحو مراقبت كنيد. نيرو و نشاط براي موفقيت و خوشبختي ضروري است. در
مورد
تعيين هدفهاي خود قاطعيت داشته باشيد، اما در مورد روش دستيابي به آنها
انعطافپذير باشيد
براي رسيدن به هر يك از هدفهاي خود مهلتي تعيين كنيد.
آنچه بيش از هر چيز با موفقيت و خوشبختي همسويي دارد خوشبيني است.
هر موقعيتي را ميتوان مثبت تلقي كرد، به شرط آن كه آن را به عنوان فرصتي براي رشد و پيشرفت در نظر بگيريم.
اگر در هر شخص و در هر شرايطي به دنبال نقاط مثبت باشيد، تقريباً هميشه آن را پيدا خواهيد كرد.
وقتي خدا بخواهد براي شما هديهاي بفرستد آن را در مشكلي ميپيچد. هر چه مشكل بزرگتر باشد، هديه هم بزرگتر است.
لينك |
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 13:51 توسط یلدا
|
شب ولایت مندی
سلام
امیدوارم به حق این شب و این حال و هوا ، ان شا الله حال و احوال شما
هم خرم و خوش وپر سرور باشه!
عید ولایت و عید سادات معظم مملکت اسلام و عید شیعیان بر همه و مخصوصاً بر آل یاسین تبریک و تهنیت
باد!
یه جورایی ! شب ولایت مندی آقا مون حضرت مهدی (عج) هم حساب میشه!در
حقیقت شب بیعت ما با ایشان!
به قول
این بیت شعر
با من صنما دل یک دله کن گر سر ننهم آنگهگله کنم
ما باید دل مون رو یکی کنیم، هم با هم یکی کنیم هم همون هی دل رو به
کی بسپریم.یعنی
سراغ هیچ ولایت و هیچ ربّ السمایی نریم!!!
ولایت ایشان رو قبول کنیم و سر به عهد و قول و بیعت مون بمونیم! تا
بدهکا ر و جواب
گویی خدا و ولی خدا و منجی آخر زمان نباشیم. و ازمون گله مند
نباشن، وقتی که راه رو از
چاهخیلی راحت و
رایگان نشان می دن! باید هم قبول کنیم اگه خودمون سرکشی و لجبازی
کردیم و رفتیم
بیرون از دایره هدایت!انتظار نداشته باشیم توبیخ نشیم!وباید جواب گو باشیم!
گرچه
جوابی بی فایده داریم...
خدا به رسول اکرم(ص) تو قرآن مجید فرموده! خودت رو آزورده خاطر و
رنجور نکن! تو فقط
مسئول دعوتی!در تحقیت برای ترساندنو مژده آمدی!
دیگه کاری نداشته باش کی بازم سرکشی میکنه نمیاد به راه حق ، این با
من! من حکم و
حکمت میدونم که کی برگرده وکی برنگرده!و تو رسولم کارت تا همین جا
هستش!
و این حضور همه پیامبرو
اوصیاء و اولیاء و ائمه اطهار در حقیقت یه مجوز برای برگشت و
یه بار دیگه نوبت
برای امتحان کردن ما و درآخر یه فرصت برای آدم شدن... و از خریت به حریت رسیدن ...
معذرت می خوام اگه جایی صریح و واضح گفتم!اما ما آدم ها گاهی تو مواد
ساده و جزئیکه
نتیجه هاشون خیلی واضح و
کاملاً تکراری حرف بابا و مامان خودمون رو گوش نمیدیم! دیگه
این رو ارجاع بدیم به
موراد بزرگتر و حساس تر...
برای همین میگم!!! بسه دیگه !
گاهی بهتره کمی از بچگی و زدن خودمون به کوچه ی علی
چپ دست برداریم!و بیدار
بشیم...
چرا به کوچه مولا علی پا نمی زاریم؟
چرا این همه تاریخ اسلام و حتی انقلاب و ایران خودمون رو یادآوری نمی
کنیم؟ که سرنوشت
ظالم و کافرو دین فروش ، دین نما ، ریا کار، بد حجاب ، بد اخلاق
.... وخیلی صفات
ناشایست چی شده؟
اما در مقابل ؛ مقام و منزلت انسان های وارسته شاید تو این دنیای فانی
برای همه روشن
نبوده و دست کم و گاهی به سخره گرفته میشد اعتقاداتشون ...
اما دیدیم با چه منزلتی این دنیا رو ترک کردن وباعث غبطه خوردن اهل
ایمان و یقین و حتی
آب شدن سنگ دل بعضی از سیاه دلانشدن و باعث برگشت بعضی از همین دین فروشان
شدن.
اصلاً چرا راه دور بریم؟! انسان همیشه دنبال سود و فایده هستش! هیچ
عاقلی دنبال
ضررنمیگرده!پس چرا وقتی خدا میگه سود وفایده تو اینه ! نرو اونجا!نکن
اون کار رو! و
خیلی نهی های دیگه ما کله شق ها بازم می چسبیم به اون ضرر با برچسب
فایده و خوشی
این دنیا ! گرچه لذتش دو روزه و بی معنیه...
خلاصه امیدوارمهمه مون! تو
این شب و فردا روز عید!همه یه بار دیگه یه جور دیگه با
مولامون دست بیعت بدیم!
خیلی حرف زدم! زیاده روی خدای نکرده نباشه... شایدگنده تر از دهنم و بزرگتر از چیزی
که خودم اصلا
نرسیدم بهش...
من رو ببخشید وبرای این بنده کوچولوی خدا هم دعا کنید...
در آخرهم یک فرموده از مولا امیر مومنان ذکر میکنم!که خودم خیلی دوستش
دارم...
مراقب
افکارت باش که گفتارت می شود
مراقب
گفتارت باش که رفتارت می شود
مراقب
رفتارت باش که عادت می شود
مراقب
عادتت باش که شخصیت می شود
مراقب
شخصیتت باش که سرنوشت میشود
یا حق
یلدا
بهشت نصیبتون!
با من
صنما دل یک دله کن گر سر ننهم آنگه گله کن
مجنون شدهام از بهر خدا زان زلف خوشت یک سلسله کن
سی پاره به کف در چله شدی سی پاره منم ترک چله کن
مجهول مرو با غول مرو زنهار سفر با قافله کن
ای مطرب دل زان نغمه خوش این مغز مرا پرمشغله کن
ای زهره و مه زان شعله رو دو چشم مرا دو مشعله کن
ای موسی جان شبان شدهای بر طور برو ترک گله کن
نعلین ز دو پا بیرون کن و رو در دست طوی پا آبله کن
تکیه گه تو حق شد نه عصا انداز عصا و آن را یله کن
فرعون هوا چون شد حیوان در گردن او رو زنگله کن
مولانا
لينك |
نوشته شده در شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 23:1 توسط یلدا
|
پسری گفت که میخوام هیپی باشم ...
سلام روز جمعه ی همگی بخیر امروز هم یکی دیگر از سروده های آقای عباس تمرتاش رو براتون نقل میکنم که با اجازه از خودشون از وبلاگشون برداشتم.میزارم که با سلام و کلام خودشون شروع کنید و نظر بدید! یا حق یلدا
سلام
در ادامه سری مطالب اجتماعی که بیشتر به حوزه تربیتی و آسیب شناسی معضلات ! و مشکلات روحی روانی دختران و پسران جوان وخانواده ها مربوط میشه و به یکی از آنها ! در پست قبلی بنام : ( گل رز ) پرداختم و سعی کردم نمای واضحتری ! در مقابل پنجره نگاه و افکار مخاطبین محترم قرار دهم ! این بار هم ! به معظل و مشکلی میپردازم که اگر نبود تعداد کثیر مراجعین حضوری !! و نامه ها و مکالمات تلفنی و کامنتها و ایملیهای مختلف و ( البته مستند و واقعی !! متاسفانه ) هرگز اقدام به بررسی و نگارش آن در قالب شعر و .. نمیکردم من از دوستان جوان و مجرد و خصوصا" دختر خانمهایی چون دختر خودم که عزیز والدین محترم خود هستند ملتمسانه تقاظا میکنم با دقت و تامل و تفکر !! مطلب جدیدم را با عنوان ( ابتذال ) مطالعه کنند و آینده نگری را در همه شئون زندگی مد نظر مبارک و شریف خود قرار دهند ! و خدا رو به حرمت محمد و آل محمد .ص. قسم میدهم که به همه ما و خصوصا" جوانان ما توفیق کسب علم و ایمان و دور اندیشی عنایت فرماید الهی آمین خوشبخت و عاقبت بخیر باشید
پسری گفت که میخوام هیپی باشم ... پانکی یا بیتل همین تیپی باشم ! دوست دارم تیپ بزنم یه تیپ توپ !!! راه برم هر کجایی شلپ شلوپ !! دوست دارم پارتی برم مگه چیه ؟؟! بخورم و بنوشم کی به کیه ؟؟! دوست دارم با جوونیم بازی کنم !! خودمو اسیر اکستازی کنم !! من دلم میخواد که سیگار بکشم !! اگه سیگار نکشم مرد نمیشم ! بعضی وقتا چی میشه دود و دمی ؟؟! کسی معتاد نمیشه با یه کمی !!! خوش بودن عیبه مگه کجاش بده ؟؟! به کی این خوشی من ضرر زده ؟!!دوست دارم احساس آزادی کنم !!! با رفیقای خودم شادی کنم !! دوست دارم آتیش بازی جرقه رو !!! شب چارشنبه سوری ترقه رو !! این جوری دلم میخواد حرف بزنم !!! نصف شب سوت بزنم کف بزنم !!! ماشین و بردارم از گاراژ برم ... دوست دارم گاز بدم و ویراژ برم !!! خوش بودن عیبه مگه کجاش بده ؟؟! به کی این خوشی من ضرر زده ؟!!وسط این صحبت و این گفتگو ... صدا زد دختری با بغض گلو !!! معذرت میخوام ببخشید ای آقا ... میشه چند جمله بگم من به شما ؟!! شما که از هیپی بودنت خوشی !!! میگی از این تیپی بودنت خوشی !! شما که نه غصه داری نه غمی !!! شما که بی خیال دود و دمی !! شما که سیگار و عار نمی دونی !!! قرص اکس و زهر مار نمیدونی !! شما که پارتی برات یه تفریحه !!! هی میگی : کی به کیه کی به کیه ؟!! شما که به هر فساد شادی میگی !! ( نشئگی ) رو ( روح آزادی) میگی!!! شما که میگی به من چکار دارید ؟!! ایها الناس منو راحت بزارید !!! ای آقا که میبینی اخم منو !! دوباره نمک زدی زخم منو !!! تا یکی دو سال پیش منهم آقا ... همه چیز و میدیدم مثل شما !!! آخه منهم مثل تو یه زمانی ... میزدم تیپ یه تیپ آنچنانی !!! دنبال لوازم آرایشی !!! صورتم مثل یه بوم نقاشی !! (آزادی ) رو بی خیالی میدیدم !!! پارتی رو یه جای عالی میدیدم !!! عاشق موزیک و پایکوبی بودم !!! نمیگم دیگه چه آشوبی بودم !!! دختر و پسر برایم یکی بود !!! چی بگم من چی بگم کی به کی بود !!! سرتونو درد نیارم ای آقا .... عاقبت یه جوونی (مثل شما ) !! به من ابراز علاقه کرد و گفت : غنچه عشقت توی دلم شکفت !!! دوست دارم که با تو ازدواج کنم !!! زندگیمو پیش پات حراج کنم !!! دوست دارم جونم و پیش پات بدم !!! تمام وجودمو برات بدم !!! خلاصه با کش و قوس فراوون ... با (هزار امید ) شدم همسر اون !!! دو سه ماهی خوش و سرزنده بودیم ... کنار هم مشغول خنده بودیم !! تا یه روز زنگ زد و گفت به من : سلام ... منتظر نباش که امشب نمیام !!! باید امشب سر کارم بمونم !!! دفتر حساب کتاب و بخونم !!! دوباره یه شب دیگه زنگ زد خونه ... نمیتونم بیام و باز بهانه !!! تمومی نداشت بهانه های اون !!! من توی خونه و اون شبها بیرون !!! اون که میخواست برای من سر بده !!! دیگه زنگ هم نمیزد خبر بده !!! تا که آخر جون من به لب رسید !!! روز گذشت و موقعی که شب رسید !! دنبلش رفتم و دیدم ای آقا !!! توی پارتی شوهرمو ای خدااااااااااااااا اون دل شب دیگه بی قرار شدم !!! مثل اینکه خواب بودم بیدار شدم !!! تازه فهمیدم چه بی خبر بودم !!! تازه فهمیمدم که کور و کر بودم !!! زندگیمو شوهرم سیاه نکرد !!! زندگیمو شوهرم تباه نکرد !!! من خودم تیشه زدم به ریشه ام !!! سنگ زدم خودم خودم به ششه ام !!! زندگی من اگر بی مزه شد !!! توی اون پر از علف هرزه شد !!! اون زمان که خودم تاب میدادم !!!! خود من به پای اون آب میدادم !!!! حاصل بذر فساد چی در میاد ؟!! همه اینو بدونید فساد فساد !!! یاد مدرسه بخیر و کتابا ... یه شعر قشنگی بود اون وسطا !! از مکافات عمل غافل مشو !!! گندم از گندم بروید جو ز جو !!! ( شاهدا ) کاش شعر تو پر می کشید !!! زودتر از اینا بدستم میرسید !!!!
لينك |
نوشته شده در جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 15:10 توسط یلدا
|
دلا...
دلا شب ها نمینالی به زاری
سرراحت به بالین می گذاری
تو صاحب دردی ناله سرکن
خبر درد بی دردی نداری
بنال ای دل که رنجت شادمانیست
بمیر ای دل که مرگت زندگانیست
دلی خوام که از او درد خیزد
بسوزد ،عشق ورزد، اشک ریزد
مباد آن دم که چنگ نغمه سازت
ز دردی بر نیا نگیزد نوایی
مباد آن دم که عود درتار و پودت
نسوزد در هوای آشنایی
بنال ای دل که رنجت شادمانیست
بمیر ایدل که مرگت زندگانیست
دلی خواهم که از او درد خیزد
بسوزد ،عشق ورزد،اشک ریزد
....
سلام یاس خوشبوی دو عالم...
سلام بر مولد دامنت،نرگس خوش عطرتو...
لينك |
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 15:43 توسط یلدا
|